
تقریبا همه ما دست كم یك بار ساحل خزر یا غار علی
صدر یا یكی از بناهای تاریخی شیراز و اصفهان و یزد را دیده ایم و نام
كندوان و میمند و ماسوله و ابیانه و جواهرده را شنیده ایم و می دانیم
آسیاب های آبی شگفت انگیز و شهر سوخته و زندان حضرت سلیمان و آرامگاه
دانیال نبی(ع) كجاست، اما گردشگری در ایران، تنها در این چند منطقه خلاصه
نمی شود و برای اثباتش كافی است بدانید تنها در وصف روستاهای هدف گردشگری
كشورمان و عشایرش، مجموعه ای هشت جلدی نوشته شده و هنوز بسیاری از این روستاها معرفی نشده و گمنام مانده اند.
مطالعه همین كتاب ها بود كه باعث شد به خیالمان برسد امسال مسافران نوروزی را دعوت كنیم، علاوه بر پاتوق های همیشگی سفرشان، به 10 روستای ناشناخته، اما مناسب گردشگری هم سری بزنند، از طبیعت دست نخورده لذت ببرند و همان وقت هم یادی از ما كنند.
پیش از آغاز سفرمان، لازم است از این كه خیلی از استان ها و روستاهایشان را به دلیل محدودیت جا، از قلم انداخته ایم، از هموطنانمان عذرخواهی كنیم. اكنون گاه رفتن است، بار سفر را بستید؟ آماده اید راه بیفتیم؟
مطالعه همین كتاب ها بود كه باعث شد به خیالمان برسد امسال مسافران نوروزی را دعوت كنیم، علاوه بر پاتوق های همیشگی سفرشان، به 10 روستای ناشناخته، اما مناسب گردشگری هم سری بزنند، از طبیعت دست نخورده لذت ببرند و همان وقت هم یادی از ما كنند.
پیش از آغاز سفرمان، لازم است از این كه خیلی از استان ها و روستاهایشان را به دلیل محدودیت جا، از قلم انداخته ایم، از هموطنانمان عذرخواهی كنیم. اكنون گاه رفتن است، بار سفر را بستید؟ آماده اید راه بیفتیم؟
كرمانشاه هجیج
كفش هایتان لنگه به لنگه نمی شود
در یكی از وب نوشته ها درباره هجیج، قصه ای هست كه می گوید، پانصد سال پیش در هجیج، آسمان خسیس شد و خشكسالی بیداد كرد. اهالی روستا سراغ مردی متدین كه نسبش به امام موسی كاظم(ع) می رسید، رفتند تا برای باریدن باران، دعا كند. مرد دعا كرد و چشمه ای پر آب، دل خاك را شكافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامی ویژه میان مردم شد و حتی پس از مرگش، بقعه ای به یادش ساختند به نام «بقعه سیدعبدالله» یا «بقعه كوسه هجیج».
كسی نمی داند این ماجرا درباره روستای هجیج و بقعه سیدعبدالله در كنار رودخانه سیروان، راست است یا تنها قصه ای ساده است برای سنگین شدن پلك های بچه های هجیجی، وقت خواب. مهم این است كه اهالی هجیج، اهل تسنن هستند، اما به امامزاده شان احترام می گذارند واین بقعه از پنج قرن پیش تاكنون سرپا بوده است و زیارتگاه دوستدارانش.
چند كار واجب است كه به محض رسیدن به هجیج باید انجام دهید، نخست این كه دست كم یك جفت گیوه مرغوب بخرید، چون پیشه بیشتر هجیجی ها، دوختن همین گیوه های فوق العاده است، دوم به چراگاه های خوش منظره «پیاز دول میشا» و «گاول» و آبشار بل در نزدیكی روستا كه آب معدنی شفابخش دارد، سری بزنید و سوم اگر فرصت كردید از یكی از قدیم های ده بپرسید چرا هجیجی ها قاب های در و پنجره همه خانه های روستا را آبی آسمانی می كنند؟
گیلان قلعه رودخان
افسون می شوید
طوری نمی شود، هیچ كس نمی فهمد، فقط چند لحظه موتور خیالپردازی تان را روشن كنید و خودتان را به ما بسپرید تا پیشنهادمان را برای شما توصیف كنیم. آماده اید؟
امروز صبح شما از طرف فومن راه افتاده اید و از روستای حیدركلات گذشته اید، در پارك جنگلی قلعه رودخان هستید و از روی پل چوبی رودخانه رد شده اید و آن ترس عمیق و خواستنی از جریان تند آب خنك رودخانه زیر پایتان را تجربه كرده اید.
از همین جا، همین سنگفرش زیر پایتان، دالان بهشت آغاز می شود؛ دالانی سبز كه سرشاخه های درهم پیچیده درختان، آن را برای شما آذین بسته اند. بگذارید آن سبز دلاویز چشم هایتان را بنوازد، بگذارید ریه هایتان از نفس گیاهان انباشه شود و قدم تند كنید تا به پله های قلعه رودخان، باشكوه ترین دژ نظامی استان گیلان، برسید. پله ها زیادند و شاید هم به همین دلیل به آن قلعه هزار پله گفته اند، اما مطمئن باشید طبیعت اطراف و قلعه عظیم و خزه بسته بالای تپه، چنان افسونتان می كند كه مثل مسخ شده ها، پله ها را با سرعت بالا می روید و خستگی را از یاد می برید.
خب، حالا خیالپردازی را تمام كنید و تنها به یك پرسش ما پاسخ دهید؛ چرا وقتی از نعمت زنده بودن برخوردارید و خبر دارید این همه زیبایی در جایی از كشور، انتظارتان را می كشد، در خانه نشسته اید و ترجیح می دهید در رویا سیر كنید؟ مگر تا قلعه رودخان چقدر راه است؟!
آذربایجان غربی سهولان
به كبوترها احترام بگذارید
كردها می گویند سهولان به زبان آنها به معنای یخبندان است كه احتمالا دلیل گذاشتن این نام بر روستای چهارصد ساله سهولان، آب و هوای سرد آن است كه اگر شما این پیشنهاد را بپذیرید و به آنجا بروید، به خوبی تجربه اش می كنید.
وقتی مسافر دنیای اسرارآمیز غار سهولان شدید، چه در دالان های تو در توی بخش خشك آن پرسه می زدید، چه سوار قایق در حوضچه هایش شدید، به یاد داشته باشید به كبوترها و آرامششان احترام بگذارید، چون آنها ساكنان اصلی سهولان به شمار می روند و در نقاط گوناگونش لانه ساخته اند، به همین خاطر هم اهالی به این غار «كوته كوتر» یا «لانه كبوتر» گفته اند!
برای سفر به روستای سهولان، باید آنقدر در جاده بوكان مهاباد برانید تا به فرعی برسید كه به روستای عیسی كندی می رسد و همین جاده را اگر ادامه دهید، سهولان در انتظار شماست.
تهران كر كبود
همخوانی موزون آب و سنگ
هر كس در دیدار از كر كبود از توابع بخش طالقان ساوجبلاغ در استان تهران درباره این كه مهمترین جاذبه گردشگری روستا كدام است، نظری دارد، اما از نظر ما، زیباترین اجزای روستا، معماری سنتی خانه های آن، درخت های تنومند كهنسالش با سایه های پربركت و كوچه های خاكی و شیبداری است كه دیوانه وار پیچ و تاب می خورند، پله می شوند، حیاط می شوند، یا به دل كوه می زنند و به آبشار كر در هفتصد متری شمال شرقی روستا یا یخچال های طبیعی آن در شمالش می رسند.
آبشار كر سی تا پنجاه متر ارتفاع دارد و صدای ریزش آبش آنقدر بلند است كه با نیم ساعت گوش كردن به آن تا پایان روز در خواب و بیداری زمزمه اش در گوش هایتان تكرار می شود.
روستای كر كبود كه به دلیل قرار گرفتن در دامنه كوه، آب و هوایی دلپذیر دارد، از مسیر اتوبان كرج قزوین و از راه شهرستان طالقان قابل دسترسی است. فراموش نكنید شما به روستایی دعوت شده اید كه حدود 1100 سال قدمت دارد با دو امامزاده به نام های امامزاده زید ابراهیم و امامزاده شاه محمد حنفیه و البته آرامگاه ملا یغمایی كر كبودی هم در قبرستان تاریخی روستا واقع شده است.
امامزاده زید ابراهیم در مركز روستاست و نسبش بنا به گفته های اهالی، به امام موسی كاظم(ع) می رسد، اما آرامگاه امامزاده شاه محمد حنفیه در ارتفاعات شمال شرقی روستا معروف به كوه عقیق قرار دارد، علاوه بر همه اینها، روستا حمامی تاریخی هم دارد كه متعلق به دوره قاجار است.
چهارمحال و بختیاری آتشگاه
خانه آبشارها
طبیعت در تبدیل آتشگاه به یكی از جذاب ترین مكان های گردشگری چهارمحال و بختیاری نقش اساسی داشته است. درختان كهنسال بلوط و گردو و بنه در سراسر دره تنگی كه روستا در آن واقع شده، كوه های شورم جلا و دریك در جنوب و شمال روستا و حتی جنس آهكی آنها كه سبب به وجود آوردن غارها و آبشارهای متعدد در منطقه شده، همگی از جاذبه های بی نظیر این منطقه به شمار می روند.
اگر خواستید از آتشگاه سوغاتی بخرید، از اهالی سراغ گیاهان معطر و دارویی یا شیر و پنیر و ماست و دوغ محلی یا گلیم های ساده و بادوامشان را بگیرید. برای سفر به این روستا، باید به شهرستان لردگان بروید و از آنجا دو جاده هست كه شما را به آتشگاه می رساند، اولی كه طولانی تر است جاده ای است كه از روستاهای منجر موثی و كیهان و چله گاه و كلار و چمن بید و دره نامدار و قلعه سوخته و باغ كاج و ده كهنه می گذرد و جاده دوم كه كوتاه تر است، از لردگان و میلاس و سردشت و آبزا و دلی رد می شود و به آتشگاه می رسد.
خراسان شمالی دركش
داروخانه سرسبز
سیستان و بلوچستان تیس
از خانه جن ها تا خلوت با دریا
آنجا روی یكی از آن صخره های آهكی بلند كه هنوز از پسمانده آفتاب ظهر گرمند، گوشه ای دنج و خلوت پیدا می كنی و می نشینی و خورشید را نگاه می كنی كه سرخ و لرزان و بی هیچ تقلایی در دریا غرق می شود و به صدای موج هایی گوش می كنی كه آرام و منظم بر تن صخره ها می كوبند و اگر حوصله داشتی به بلوچ های سپیدپوشی كه با دست پر از دریا برمی گردند، «خداقوت» می گویی، اما همه این توصیف ها حتی گوشه ای از زیبایی های روستای ساحلی تیس، از توابع بخش مركزی شهرستان چابهار در سیستان وبلوچستان نمی شوند و حتما پیشینیان ما هم این را فهمیده اند كه از 2500 سال پیش در تیس ساكن شده اند و به آن گاهی بندر تیزیا گفته اند و گاهی تیز و گاهی تسی.
تیس، سه قلعه باستانی مهم دارد؛ اولی قلعه تیس است كه سبك معماری اش نشان می دهد، به دوره سلجوقی تعلق دارد، دومین قلعه، «پیروز گت» نام دارد كه به غیر كوهنوردها پیشنهاد نمی كنیم از داخلش بازدید كنند، چون راه ورود به آن سخت و خطرناك است، قلعه سوم، «بلوچ گت» است كه بالای كوه قرار گرفته و دو مقبره هرمی كوچك هم در آن ساخته شده است.
انتخاب سفر به تیس كه از طرف نیك شهر و جاده چابهار كنارك جاده ای آسفالته دارد با خودتان است، اما فقط این هشدار را بشنوید كه اگر به تیس نروید، نه مقابر جنانی گچ را (كه به باور اهالی، محل سكونت جن ها بوده) می بینید، نه پیل بند را، نه سدهای تیس را، نه غارهای بان مسیتی و نقاشی های عجیب و غریب داخلشان را، نه چاه باستانی تیس كوپان را و نه حتی گورهای مرموز تپه نهادی را. حالا تصمیمتان چیست؟ چمدان ها را می بندید یا نه؟
فارس سرمشهد
یك مرد با دو شیر مرده
متون قدیمی نشان می دهد روزگاری این منطقه مورد توجه پادشاهان هخامنشی و ساسانی بوده است و در آن بناهای گوناگونی ساخته اند كه بقایای آنها هنوز در اطراف سرمشهد دیده می شود و از آن جمله می توان به تپه باستانی تل نقاره خانه، آتشكده، تل خاموش، قنات سرمشهد، تل خندق و كاروانسرای كوشك اشاره كرد. در شش كیلومتری شمال شرقی روستا هم ، باستان شناسان شهری كهن به نام «قندجان» را از دل خاك بیرون آورده اند كه از دیدن آن پشیمان نخواهید شد.
كردستان پالنگان
پله پله تا بهشت
واقعا عجیب نیست كه هنوز هم وقتی می پرسی: «كدام روستای ایران معماری پلكانی دارد؟» همه بلافاصله می گویند: «ماسوله»!. فكر می كنید چند نفر در پاسخ به این پرسش، از روستای پالنگان از توابع بخش مركزی شهرستان كامیاران استان كردستان، یادی می كنند؟ فكر می كنید چند نفر می دانند این روستا گوشه ای از بهشت است؟ چند نفر خبر دارند در ده كیلومتری شمال غرب این روستا در رشته كوه های «گواز»، چشمه های داغ آب معدنی شفابخشی از دل كوه، بیرون می جوشند كه از فراوانی تركیبات گوگردی و آ هنی، شیری رنگ شده اند؟ چند نفر وصف قلعه عظیم و اسرارآمیز این روستا را شنیده اند؟ خیلی كم! خیلی خیلی كم! و به همین دلیل است كه برخی ترجیح می دهند امسال هم راهی ماسوله شوند و بیشتر وقت تعطیلاتشان را در ترافیك جاده روستا بگذرانند و در انبوه جمعیت، فرصت خلوت كردن با طبیعت را از دست بدهند تا ما روزنامه نگارها در پایان تعطیلات با تأسف گزارش كنیم: «ماسوله گنجایش این همه گردشگر ورودی را ندارد! به بقیه ایران هم سری بزنید!».
اما شما كه این مطلب را خوانده اید امسال پالنگان را انتخاب كنید، چون پالنگان، خلوت، خوش آب و هوا، پر از چشمه ها و رودهای خروشان و طبیعتی دست نخورده است با كردهای مهربانی كه به اورامی سخن می گویند و وقتی دلتنگ می شوند با صدایی محزون سیاه چمانه می خوانند یا چپله یا گریان، اما اگر شاد باشند آن وقت باید ببینید با دو دستمال رنگی و یك دهل، چگونه هنرنمایی می كنند. وقت رفتن فراموش نكنید از پالنگانی های شریف، كشك و گیوه بخرید به رسم سوغات و اگر تعارفتان كردند به خوردن ولوشه یا غازینه یا شلمین، رد نكنید چون غذاهای كردی واقعا لذیذند!
پالنگان از راه شهرهای كامیاران و پاوه و سروآباد و سنندج قابل دسترسی است. پس بهانه نگیرید كه چون دقیقا نمی دانید كجاست آن را برای سفر انتخاب نمی كنید.
كرمان سیرچ
اینجا با كویر كنار نمی آید
همین ابتدا باید اعتراف كنیم ما هم پیشتر مثل خیلی از خوانندگان این مطلب، خیال می كردیم كرمان استانی گرم و خشك و بی آب و علف است، اما شما هم باید مثل ما روستاهای طرز، لاله زار، میمند، هرزا و ... را ببینید تا باور كنید كرمان یك بهشت كوچك و دوست داشتنی است كه كمتر كسی از همه جاذبه هایش خبر دارد.
سخت است از بین روستاهای دیدنی كرمان، یكی را انتخاب كنیم، اما وقتی پای اجبار به میان می آید، ما به هزار و یك دلیل، روستای سیرچ از توابع بخش شهداد را برای معرفی می پسندیم. می پرسید كدام دلایل؟ اول این كه سیرچ، زادگاه هوشنگ مرادی كرمانی، خالق «قصه های مجید» است، دوم آن كه روستای ما، سروی تاریخی دارد كه سیرچی ها می گویند دوهزار سال از خدا عمر گرفته است. سوم روستای پیشنهادی ما در مجاورت كویر واقع شده، اما در آن پیست اسكی زمستانی ساخته اند چون آب و هوایش با خلق و خوی كویر هیچ همخوانی ندارد و خنك و كوهستانی است كه همین تضاد موجب شگفتی تان خواهد شد. چهارم این كه در نزدیكی سیرچ، رودخانه ای باصفا و كوهی بلند و مناسب برای كوهنوردی وجود دارد. پنجم آن كه سیرچ چشمه های آب گرمی دارد كه كرمانی ها، آنها را برای آب درمانی مناسب سازی كرده اند تا از گردشگران استقبالی درخور داشته باشند. و ششم با سفر به سیرچ می توانید كره و روغن نباتی مرغوب، خشكبار، قالیچه های كوچك و حصیربافته های تزئینی سوغاتی بخرید و ... .
ما شش دلیل از هزار و یك دلیل سفر به سیرچ را گفتیم، حالا نوبت شماست كه از طریق جاده های آسفالته شهرهای كرمان یا شهداد، راهی سیرچ شوید تا شاید 995 دلیل دیگر را هم پیدا كردید.
آنجا شما شاهدان جنگی تقریبا تمام شده اید؛ پیكاری میان بهرام دوم، پنجمین پادشاه ساسانی با شیری شرزه. بهرام خنجرش را در سینه شیر فرو كرده و شیری دیگر هم پیشتر به دست او كشته شده و بر خاك افتاده است. پشت سر شهریان چند تن از اعضای خانواده اش در كنار كرتیر (موبد موبدان) ایستاده اند كه ظاهرا بهرام در دفاع از آنها با شیرها جنگیده است. درست بالای سر بهرام و خانواده اش هم كتیبه ای نصب شده كه یكی از چهار كتیبه موبد موبدان آن زمان و بزرگترین كتیبه عهد ساسانی روستای سرمشهد، از توابع بخش جره و بالده شهرستان كازرون در استان فارس كه جاده های رسیدن به آن چه از طرف برازجان و چه از طرف كازرون، آسفالته و مناسب است.
چند بار نام روستای دركش از توابع بخش مركزی شهرستان مانه و سملقان به گوشتان خورده است؟ آیا دوست دارید مهمان كردهای كرمانجی در خراسان شمالی شوید؟ تا حالا پیش آمده به آوازهای محزون آنان، وقتی با دو تار همراه می شود، گوش دهید؟ تا به حال دوتارنوازی كرمانجی ها را دیده اید؟ از مهمان نوازی و غیرتمندی شان شنیده اید؟ وصف رسوم و سنت هایشان در عزا و جشن و ... چطور؟ اگر راجع به همه اینها كنجكاوید، به روستای دركش بروید كه مردمش بیشتر كردهای كرمانجی اند.
دركش روستای خوش آب و هوا و كوهستانی است كه چشمه های فراوانی در اطرافش جریان دارند و یافته های باستان شناسی در حوالی برج تاریخی سبزعلی خان قراچورلو و تپه های اطرافش، نشان می دهند این روستا عمری دویست ساله دارد.
از زیباترین جاذبه های طبیعی روستای دركش، می توان به مراتع وسیع و سبز اطراف روستا، حواشی رودخانه زومار و دره كنداب در جنوب آن اشاره كرد، اما آنچه دوستداران طبیعت را به دركش می كشاند، جنگل زیبا و انبوه بلوط در نزدیكی آن است كه تنها جنگل بلوط شرق كشور به شمار می رود.
یك نكته دیگر هم درباره دركش هست كه بد نیست آن را بدانید. این روستا بنا بر نظر گیاه شناسان، گنجینه ای كم نظیر از گیاهان دارویی است، به گونه ای كه چند سال پیش، یكی از این كارشناسان گفته بود، 380 گونه گیاه دارویی در روستای دركش شناسایی شده است كه 79 گونه از آنها بسیار ارزشمند هستند.
او برای نمونه از بابونه بجنورد به عنوان گیاهی منحصر به فرد در درمان بیماری های گوارشی نام برده بود كه در حوالی این روستا می روید. برای سفر به دركش از بجنورد به سمت آشخانه حركت كنید و همین كه روستای كلاته زمان صوفی را پشت سر گذاشتید، نرسیده به جوزك، جاده ای فرعی شما را به روستا می رساند.ممكن است از ما بپرسید چرا از استان چهارمحال و بختیاری كه سرزمین لاله های واژگون است، روستای آتشگاه از توابع بخش مركزی لردگان در استان چهارمحال و بختیاری را انتخاب كرده ایم كه كمتر لاله وحشی دارد كه به شما پاسخ می دهیم، اولا لاله ها معمولا در اردیبهشت باز می شوند و در فروردین هنوز باز نشده اند و ثانیا شك نكنید طبیعت آتشگاه هم آنقدر بكر و دست نخورده است كه از سفر به آن پشیمان نمی شوید.
قدمت این روستا به دوره قاجار برمی گردد؛ همان زمانی كه عشایر بختیاری آن را به عنوان یكی از ییلاق های خود پسندیدند و چادرهایشان را در مجاورت آبشارهای زیبای آن كه در مساحتی سه كیلومتری گسترده شده اند، برپا كردند.
برخی از پدربزرگ های آنها می گویند كه از پدربزرگ هایشان شنیده اند و پدربزرگ هایشان از پدربزرگ هایشان نقل كرده اند و پدربزرگ بزرگ های آن پدربزرگ ها تعریف كرده اند كه ... به هر حال مهم نیست دقیقا چه كسی گفته است، مهم این است كه برخی بر این باورند كه شاید نام روستای كر كبود از نام دو اسب كه «كهر» و «كبود» صدایشان می كرده اند، گرفته شده است.حتی اگر هیچ یك از آن قلعه ها و مساجد قدیمی، دور و بر روستای سهولان، از توابع بخش مركزی شهرستان مهاباد در آذربایجان غربی نبود، حتی اگر آن چشمه های خروشان و باغ های میوه پربار، روستا را احاطه نكرده بودند، وسوسه سوار شدن بر قایقی پارویی و گردش در دالان های تو در توی غار معروف این روستا، حتما می توانست هر گردشگری را به آنجا بكشاند؛ وسوسه دیدن قندیل هایی كه گاهی خوشه انگور شده اند، گاه پروانه، گاهی پای فیل، گاهی توت فرهنگی، گاه عروس دریایی و ... .حتی از دیدن عكس روستای قلعه رودخان از توابع بخش مركزی شهرستان فومن در استان گیلان هم لذت می برید و دلتان تازه می شود تا چه رسد به این كه آنجا باشید و در هوای خنك و مطبوعش نفس عمیق بكشید و صدای هوش گیاهان به گوشتان برسد و بوی سبزه مرطوب جنگل را حس كنید و به آواز پرندگان گوش كنید كه در اعماق آن سبزی یكدست می خوانند.آنجا اگر كمی سر كیسه را شكل كنید و یك جفت گیوه مرغوب هجیجی بخرید، كفش هایتان دیگر هرگز لنگه به لنگه نمی شوند چون گیوه لنگه راست و چپ ندارد و یكی از اصلی ترین مكان های تولیدش، روستای هجیج از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه در استان كرمانشاه است.
هجیج كه برخی آن را با «ح جیمی» می نویسند و می گویند به معنای دره سرسبز و عمیق است روستایی است كه همه خانه هایشان از سنگ هستند و حتی یك آجر در آنها به كار نرفته است.
كفش هایتان لنگه به لنگه نمی شود
در یكی از وب نوشته ها درباره هجیج، قصه ای هست كه می گوید، پانصد سال پیش در هجیج، آسمان خسیس شد و خشكسالی بیداد كرد. اهالی روستا سراغ مردی متدین كه نسبش به امام موسی كاظم(ع) می رسید، رفتند تا برای باریدن باران، دعا كند. مرد دعا كرد و چشمه ای پر آب، دل خاك را شكافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامی ویژه میان مردم شد و حتی پس از مرگش، بقعه ای به یادش ساختند به نام «بقعه سیدعبدالله» یا «بقعه كوسه هجیج».
كسی نمی داند این ماجرا درباره روستای هجیج و بقعه سیدعبدالله در كنار رودخانه سیروان، راست است یا تنها قصه ای ساده است برای سنگین شدن پلك های بچه های هجیجی، وقت خواب. مهم این است كه اهالی هجیج، اهل تسنن هستند، اما به امامزاده شان احترام می گذارند واین بقعه از پنج قرن پیش تاكنون سرپا بوده است و زیارتگاه دوستدارانش.
چند كار واجب است كه به محض رسیدن به هجیج باید انجام دهید، نخست این كه دست كم یك جفت گیوه مرغوب بخرید، چون پیشه بیشتر هجیجی ها، دوختن همین گیوه های فوق العاده است، دوم به چراگاه های خوش منظره «پیاز دول میشا» و «گاول» و آبشار بل در نزدیكی روستا كه آب معدنی شفابخش دارد، سری بزنید و سوم اگر فرصت كردید از یكی از قدیم های ده بپرسید چرا هجیجی ها قاب های در و پنجره همه خانه های روستا را آبی آسمانی می كنند؟
گیلان قلعه رودخان
افسون می شوید
طوری نمی شود، هیچ كس نمی فهمد، فقط چند لحظه موتور خیالپردازی تان را روشن كنید و خودتان را به ما بسپرید تا پیشنهادمان را برای شما توصیف كنیم. آماده اید؟
امروز صبح شما از طرف فومن راه افتاده اید و از روستای حیدركلات گذشته اید، در پارك جنگلی قلعه رودخان هستید و از روی پل چوبی رودخانه رد شده اید و آن ترس عمیق و خواستنی از جریان تند آب خنك رودخانه زیر پایتان را تجربه كرده اید.
از همین جا، همین سنگفرش زیر پایتان، دالان بهشت آغاز می شود؛ دالانی سبز كه سرشاخه های درهم پیچیده درختان، آن را برای شما آذین بسته اند. بگذارید آن سبز دلاویز چشم هایتان را بنوازد، بگذارید ریه هایتان از نفس گیاهان انباشه شود و قدم تند كنید تا به پله های قلعه رودخان، باشكوه ترین دژ نظامی استان گیلان، برسید. پله ها زیادند و شاید هم به همین دلیل به آن قلعه هزار پله گفته اند، اما مطمئن باشید طبیعت اطراف و قلعه عظیم و خزه بسته بالای تپه، چنان افسونتان می كند كه مثل مسخ شده ها، پله ها را با سرعت بالا می روید و خستگی را از یاد می برید.
خب، حالا خیالپردازی را تمام كنید و تنها به یك پرسش ما پاسخ دهید؛ چرا وقتی از نعمت زنده بودن برخوردارید و خبر دارید این همه زیبایی در جایی از كشور، انتظارتان را می كشد، در خانه نشسته اید و ترجیح می دهید در رویا سیر كنید؟ مگر تا قلعه رودخان چقدر راه است؟!
آذربایجان غربی سهولان
به كبوترها احترام بگذارید
كردها می گویند سهولان به زبان آنها به معنای یخبندان است كه احتمالا دلیل گذاشتن این نام بر روستای چهارصد ساله سهولان، آب و هوای سرد آن است كه اگر شما این پیشنهاد را بپذیرید و به آنجا بروید، به خوبی تجربه اش می كنید.
وقتی مسافر دنیای اسرارآمیز غار سهولان شدید، چه در دالان های تو در توی بخش خشك آن پرسه می زدید، چه سوار قایق در حوضچه هایش شدید، به یاد داشته باشید به كبوترها و آرامششان احترام بگذارید، چون آنها ساكنان اصلی سهولان به شمار می روند و در نقاط گوناگونش لانه ساخته اند، به همین خاطر هم اهالی به این غار «كوته كوتر» یا «لانه كبوتر» گفته اند!
برای سفر به روستای سهولان، باید آنقدر در جاده بوكان مهاباد برانید تا به فرعی برسید كه به روستای عیسی كندی می رسد و همین جاده را اگر ادامه دهید، سهولان در انتظار شماست.
تهران كر كبود
همخوانی موزون آب و سنگ
هر كس در دیدار از كر كبود از توابع بخش طالقان ساوجبلاغ در استان تهران درباره این كه مهمترین جاذبه گردشگری روستا كدام است، نظری دارد، اما از نظر ما، زیباترین اجزای روستا، معماری سنتی خانه های آن، درخت های تنومند كهنسالش با سایه های پربركت و كوچه های خاكی و شیبداری است كه دیوانه وار پیچ و تاب می خورند، پله می شوند، حیاط می شوند، یا به دل كوه می زنند و به آبشار كر در هفتصد متری شمال شرقی روستا یا یخچال های طبیعی آن در شمالش می رسند.
آبشار كر سی تا پنجاه متر ارتفاع دارد و صدای ریزش آبش آنقدر بلند است كه با نیم ساعت گوش كردن به آن تا پایان روز در خواب و بیداری زمزمه اش در گوش هایتان تكرار می شود.
روستای كر كبود كه به دلیل قرار گرفتن در دامنه كوه، آب و هوایی دلپذیر دارد، از مسیر اتوبان كرج قزوین و از راه شهرستان طالقان قابل دسترسی است. فراموش نكنید شما به روستایی دعوت شده اید كه حدود 1100 سال قدمت دارد با دو امامزاده به نام های امامزاده زید ابراهیم و امامزاده شاه محمد حنفیه و البته آرامگاه ملا یغمایی كر كبودی هم در قبرستان تاریخی روستا واقع شده است.
امامزاده زید ابراهیم در مركز روستاست و نسبش بنا به گفته های اهالی، به امام موسی كاظم(ع) می رسد، اما آرامگاه امامزاده شاه محمد حنفیه در ارتفاعات شمال شرقی روستا معروف به كوه عقیق قرار دارد، علاوه بر همه اینها، روستا حمامی تاریخی هم دارد كه متعلق به دوره قاجار است.
چهارمحال و بختیاری آتشگاه
خانه آبشارها
طبیعت در تبدیل آتشگاه به یكی از جذاب ترین مكان های گردشگری چهارمحال و بختیاری نقش اساسی داشته است. درختان كهنسال بلوط و گردو و بنه در سراسر دره تنگی كه روستا در آن واقع شده، كوه های شورم جلا و دریك در جنوب و شمال روستا و حتی جنس آهكی آنها كه سبب به وجود آوردن غارها و آبشارهای متعدد در منطقه شده، همگی از جاذبه های بی نظیر این منطقه به شمار می روند.
اگر خواستید از آتشگاه سوغاتی بخرید، از اهالی سراغ گیاهان معطر و دارویی یا شیر و پنیر و ماست و دوغ محلی یا گلیم های ساده و بادوامشان را بگیرید. برای سفر به این روستا، باید به شهرستان لردگان بروید و از آنجا دو جاده هست كه شما را به آتشگاه می رساند، اولی كه طولانی تر است جاده ای است كه از روستاهای منجر موثی و كیهان و چله گاه و كلار و چمن بید و دره نامدار و قلعه سوخته و باغ كاج و ده كهنه می گذرد و جاده دوم كه كوتاه تر است، از لردگان و میلاس و سردشت و آبزا و دلی رد می شود و به آتشگاه می رسد.
خراسان شمالی دركش
داروخانه سرسبز
سیستان و بلوچستان تیس
از خانه جن ها تا خلوت با دریا
آنجا روی یكی از آن صخره های آهكی بلند كه هنوز از پسمانده آفتاب ظهر گرمند، گوشه ای دنج و خلوت پیدا می كنی و می نشینی و خورشید را نگاه می كنی كه سرخ و لرزان و بی هیچ تقلایی در دریا غرق می شود و به صدای موج هایی گوش می كنی كه آرام و منظم بر تن صخره ها می كوبند و اگر حوصله داشتی به بلوچ های سپیدپوشی كه با دست پر از دریا برمی گردند، «خداقوت» می گویی، اما همه این توصیف ها حتی گوشه ای از زیبایی های روستای ساحلی تیس، از توابع بخش مركزی شهرستان چابهار در سیستان وبلوچستان نمی شوند و حتما پیشینیان ما هم این را فهمیده اند كه از 2500 سال پیش در تیس ساكن شده اند و به آن گاهی بندر تیزیا گفته اند و گاهی تیز و گاهی تسی.
تیس، سه قلعه باستانی مهم دارد؛ اولی قلعه تیس است كه سبك معماری اش نشان می دهد، به دوره سلجوقی تعلق دارد، دومین قلعه، «پیروز گت» نام دارد كه به غیر كوهنوردها پیشنهاد نمی كنیم از داخلش بازدید كنند، چون راه ورود به آن سخت و خطرناك است، قلعه سوم، «بلوچ گت» است كه بالای كوه قرار گرفته و دو مقبره هرمی كوچك هم در آن ساخته شده است.
انتخاب سفر به تیس كه از طرف نیك شهر و جاده چابهار كنارك جاده ای آسفالته دارد با خودتان است، اما فقط این هشدار را بشنوید كه اگر به تیس نروید، نه مقابر جنانی گچ را (كه به باور اهالی، محل سكونت جن ها بوده) می بینید، نه پیل بند را، نه سدهای تیس را، نه غارهای بان مسیتی و نقاشی های عجیب و غریب داخلشان را، نه چاه باستانی تیس كوپان را و نه حتی گورهای مرموز تپه نهادی را. حالا تصمیمتان چیست؟ چمدان ها را می بندید یا نه؟
فارس سرمشهد
یك مرد با دو شیر مرده
متون قدیمی نشان می دهد روزگاری این منطقه مورد توجه پادشاهان هخامنشی و ساسانی بوده است و در آن بناهای گوناگونی ساخته اند كه بقایای آنها هنوز در اطراف سرمشهد دیده می شود و از آن جمله می توان به تپه باستانی تل نقاره خانه، آتشكده، تل خاموش، قنات سرمشهد، تل خندق و كاروانسرای كوشك اشاره كرد. در شش كیلومتری شمال شرقی روستا هم ، باستان شناسان شهری كهن به نام «قندجان» را از دل خاك بیرون آورده اند كه از دیدن آن پشیمان نخواهید شد.
كردستان پالنگان
پله پله تا بهشت
واقعا عجیب نیست كه هنوز هم وقتی می پرسی: «كدام روستای ایران معماری پلكانی دارد؟» همه بلافاصله می گویند: «ماسوله»!. فكر می كنید چند نفر در پاسخ به این پرسش، از روستای پالنگان از توابع بخش مركزی شهرستان كامیاران استان كردستان، یادی می كنند؟ فكر می كنید چند نفر می دانند این روستا گوشه ای از بهشت است؟ چند نفر خبر دارند در ده كیلومتری شمال غرب این روستا در رشته كوه های «گواز»، چشمه های داغ آب معدنی شفابخشی از دل كوه، بیرون می جوشند كه از فراوانی تركیبات گوگردی و آ هنی، شیری رنگ شده اند؟ چند نفر وصف قلعه عظیم و اسرارآمیز این روستا را شنیده اند؟ خیلی كم! خیلی خیلی كم! و به همین دلیل است كه برخی ترجیح می دهند امسال هم راهی ماسوله شوند و بیشتر وقت تعطیلاتشان را در ترافیك جاده روستا بگذرانند و در انبوه جمعیت، فرصت خلوت كردن با طبیعت را از دست بدهند تا ما روزنامه نگارها در پایان تعطیلات با تأسف گزارش كنیم: «ماسوله گنجایش این همه گردشگر ورودی را ندارد! به بقیه ایران هم سری بزنید!».
اما شما كه این مطلب را خوانده اید امسال پالنگان را انتخاب كنید، چون پالنگان، خلوت، خوش آب و هوا، پر از چشمه ها و رودهای خروشان و طبیعتی دست نخورده است با كردهای مهربانی كه به اورامی سخن می گویند و وقتی دلتنگ می شوند با صدایی محزون سیاه چمانه می خوانند یا چپله یا گریان، اما اگر شاد باشند آن وقت باید ببینید با دو دستمال رنگی و یك دهل، چگونه هنرنمایی می كنند. وقت رفتن فراموش نكنید از پالنگانی های شریف، كشك و گیوه بخرید به رسم سوغات و اگر تعارفتان كردند به خوردن ولوشه یا غازینه یا شلمین، رد نكنید چون غذاهای كردی واقعا لذیذند!
پالنگان از راه شهرهای كامیاران و پاوه و سروآباد و سنندج قابل دسترسی است. پس بهانه نگیرید كه چون دقیقا نمی دانید كجاست آن را برای سفر انتخاب نمی كنید.
كرمان سیرچ
اینجا با كویر كنار نمی آید
همین ابتدا باید اعتراف كنیم ما هم پیشتر مثل خیلی از خوانندگان این مطلب، خیال می كردیم كرمان استانی گرم و خشك و بی آب و علف است، اما شما هم باید مثل ما روستاهای طرز، لاله زار، میمند، هرزا و ... را ببینید تا باور كنید كرمان یك بهشت كوچك و دوست داشتنی است كه كمتر كسی از همه جاذبه هایش خبر دارد.
سخت است از بین روستاهای دیدنی كرمان، یكی را انتخاب كنیم، اما وقتی پای اجبار به میان می آید، ما به هزار و یك دلیل، روستای سیرچ از توابع بخش شهداد را برای معرفی می پسندیم. می پرسید كدام دلایل؟ اول این كه سیرچ، زادگاه هوشنگ مرادی كرمانی، خالق «قصه های مجید» است، دوم آن كه روستای ما، سروی تاریخی دارد كه سیرچی ها می گویند دوهزار سال از خدا عمر گرفته است. سوم روستای پیشنهادی ما در مجاورت كویر واقع شده، اما در آن پیست اسكی زمستانی ساخته اند چون آب و هوایش با خلق و خوی كویر هیچ همخوانی ندارد و خنك و كوهستانی است كه همین تضاد موجب شگفتی تان خواهد شد. چهارم این كه در نزدیكی سیرچ، رودخانه ای باصفا و كوهی بلند و مناسب برای كوهنوردی وجود دارد. پنجم آن كه سیرچ چشمه های آب گرمی دارد كه كرمانی ها، آنها را برای آب درمانی مناسب سازی كرده اند تا از گردشگران استقبالی درخور داشته باشند. و ششم با سفر به سیرچ می توانید كره و روغن نباتی مرغوب، خشكبار، قالیچه های كوچك و حصیربافته های تزئینی سوغاتی بخرید و ... .
ما شش دلیل از هزار و یك دلیل سفر به سیرچ را گفتیم، حالا نوبت شماست كه از طریق جاده های آسفالته شهرهای كرمان یا شهداد، راهی سیرچ شوید تا شاید 995 دلیل دیگر را هم پیدا كردید.
آنجا شما شاهدان جنگی تقریبا تمام شده اید؛ پیكاری میان بهرام دوم، پنجمین پادشاه ساسانی با شیری شرزه. بهرام خنجرش را در سینه شیر فرو كرده و شیری دیگر هم پیشتر به دست او كشته شده و بر خاك افتاده است. پشت سر شهریان چند تن از اعضای خانواده اش در كنار كرتیر (موبد موبدان) ایستاده اند كه ظاهرا بهرام در دفاع از آنها با شیرها جنگیده است. درست بالای سر بهرام و خانواده اش هم كتیبه ای نصب شده كه یكی از چهار كتیبه موبد موبدان آن زمان و بزرگترین كتیبه عهد ساسانی روستای سرمشهد، از توابع بخش جره و بالده شهرستان كازرون در استان فارس كه جاده های رسیدن به آن چه از طرف برازجان و چه از طرف كازرون، آسفالته و مناسب است.
چند بار نام روستای دركش از توابع بخش مركزی شهرستان مانه و سملقان به گوشتان خورده است؟ آیا دوست دارید مهمان كردهای كرمانجی در خراسان شمالی شوید؟ تا حالا پیش آمده به آوازهای محزون آنان، وقتی با دو تار همراه می شود، گوش دهید؟ تا به حال دوتارنوازی كرمانجی ها را دیده اید؟ از مهمان نوازی و غیرتمندی شان شنیده اید؟ وصف رسوم و سنت هایشان در عزا و جشن و ... چطور؟ اگر راجع به همه اینها كنجكاوید، به روستای دركش بروید كه مردمش بیشتر كردهای كرمانجی اند.
دركش روستای خوش آب و هوا و كوهستانی است كه چشمه های فراوانی در اطرافش جریان دارند و یافته های باستان شناسی در حوالی برج تاریخی سبزعلی خان قراچورلو و تپه های اطرافش، نشان می دهند این روستا عمری دویست ساله دارد.
از زیباترین جاذبه های طبیعی روستای دركش، می توان به مراتع وسیع و سبز اطراف روستا، حواشی رودخانه زومار و دره كنداب در جنوب آن اشاره كرد، اما آنچه دوستداران طبیعت را به دركش می كشاند، جنگل زیبا و انبوه بلوط در نزدیكی آن است كه تنها جنگل بلوط شرق كشور به شمار می رود.
یك نكته دیگر هم درباره دركش هست كه بد نیست آن را بدانید. این روستا بنا بر نظر گیاه شناسان، گنجینه ای كم نظیر از گیاهان دارویی است، به گونه ای كه چند سال پیش، یكی از این كارشناسان گفته بود، 380 گونه گیاه دارویی در روستای دركش شناسایی شده است كه 79 گونه از آنها بسیار ارزشمند هستند.
او برای نمونه از بابونه بجنورد به عنوان گیاهی منحصر به فرد در درمان بیماری های گوارشی نام برده بود كه در حوالی این روستا می روید. برای سفر به دركش از بجنورد به سمت آشخانه حركت كنید و همین كه روستای كلاته زمان صوفی را پشت سر گذاشتید، نرسیده به جوزك، جاده ای فرعی شما را به روستا می رساند.ممكن است از ما بپرسید چرا از استان چهارمحال و بختیاری كه سرزمین لاله های واژگون است، روستای آتشگاه از توابع بخش مركزی لردگان در استان چهارمحال و بختیاری را انتخاب كرده ایم كه كمتر لاله وحشی دارد كه به شما پاسخ می دهیم، اولا لاله ها معمولا در اردیبهشت باز می شوند و در فروردین هنوز باز نشده اند و ثانیا شك نكنید طبیعت آتشگاه هم آنقدر بكر و دست نخورده است كه از سفر به آن پشیمان نمی شوید.
قدمت این روستا به دوره قاجار برمی گردد؛ همان زمانی كه عشایر بختیاری آن را به عنوان یكی از ییلاق های خود پسندیدند و چادرهایشان را در مجاورت آبشارهای زیبای آن كه در مساحتی سه كیلومتری گسترده شده اند، برپا كردند.
برخی از پدربزرگ های آنها می گویند كه از پدربزرگ هایشان شنیده اند و پدربزرگ هایشان از پدربزرگ هایشان نقل كرده اند و پدربزرگ بزرگ های آن پدربزرگ ها تعریف كرده اند كه ... به هر حال مهم نیست دقیقا چه كسی گفته است، مهم این است كه برخی بر این باورند كه شاید نام روستای كر كبود از نام دو اسب كه «كهر» و «كبود» صدایشان می كرده اند، گرفته شده است.حتی اگر هیچ یك از آن قلعه ها و مساجد قدیمی، دور و بر روستای سهولان، از توابع بخش مركزی شهرستان مهاباد در آذربایجان غربی نبود، حتی اگر آن چشمه های خروشان و باغ های میوه پربار، روستا را احاطه نكرده بودند، وسوسه سوار شدن بر قایقی پارویی و گردش در دالان های تو در توی غار معروف این روستا، حتما می توانست هر گردشگری را به آنجا بكشاند؛ وسوسه دیدن قندیل هایی كه گاهی خوشه انگور شده اند، گاه پروانه، گاهی پای فیل، گاهی توت فرهنگی، گاه عروس دریایی و ... .حتی از دیدن عكس روستای قلعه رودخان از توابع بخش مركزی شهرستان فومن در استان گیلان هم لذت می برید و دلتان تازه می شود تا چه رسد به این كه آنجا باشید و در هوای خنك و مطبوعش نفس عمیق بكشید و صدای هوش گیاهان به گوشتان برسد و بوی سبزه مرطوب جنگل را حس كنید و به آواز پرندگان گوش كنید كه در اعماق آن سبزی یكدست می خوانند.آنجا اگر كمی سر كیسه را شكل كنید و یك جفت گیوه مرغوب هجیجی بخرید، كفش هایتان دیگر هرگز لنگه به لنگه نمی شوند چون گیوه لنگه راست و چپ ندارد و یكی از اصلی ترین مكان های تولیدش، روستای هجیج از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه در استان كرمانشاه است.
هجیج كه برخی آن را با «ح جیمی» می نویسند و می گویند به معنای دره سرسبز و عمیق است روستایی است كه همه خانه هایشان از سنگ هستند و حتی یك آجر در آنها به كار نرفته است.
- برچسب ها: روستاهای ناشناخته ایران، روستا، مکان های ناشناس،
تبلیغات